ورود و عضویت
0

سبد خرید شما خالی است

×

اسامی ترکی پسر

Graph
۱۹ آبان ۱۴۰۰
Rate this post

اسم ترکی پسر الف

آبادان: برپا، آباد، جایی که در آن آب و گیاه پیدا شود و مردم در آنجا زندگانی کنند

آبار: هیبت، سرفراز، باشکوه، ایستادگی، سرب سوخته، آنُک محرق، رصاص اسود

آباغان: عالیجناب، نجیب زاده، کبیر

آباقا: آباخان فرزند هولاکو خان و دومین ایلخان مغولی ایران

آبانوز: درخت آبنوس

آبای: قهر، غضب، خشم، روشنی

آبراما: اداره، راهبری

آبیق(آبیقان): اصیل، با احساس

آبینچ: آسودگی، تسلی، آرامش

آتا: پدر، جد، سرپرست، ریش سفید، نام پادشاهی در دامنه‌های شمالی کوه نیشپو، نام نقطه ای از سنندج قدیم

آتابای: پدربزرگ، نام یکی از طوایف بزرگ ترکمن در ایران

آتابیک: پدربزرگ، مربی کودکان و بالاخص شاهزادگان، اتابک

آتابیگ:  لقب احترام برای خطاب کردن پیران، لقب مربیان شاهزادگان دربار سلاطین ترک

آتاسای: احترام کننده به بزرگان

آتاش(آداش): همنام، دو تن که یک نام دارند

آتالان: معروف و مشهور

آتامان: مانند پدر رهبر و فرمانده

آتاکان: کسی که خون پدر در او جریان دارد

آتای: شناخته شده، معروف

آتایار: یار و پشتیبان، یاور پدر

آتحان: کسی که بدن استوار و اندام محکمی دارد

آتْسِز: نام سومین فرمانروای سلسله ٔ خوارزم شاهی

آتلان: نام آور و تند

آتلی(آتمین): سواره، صاحب اسب، اسب سوار

آتون:  جسور، دلیر و قهرمان

 

اسم ترکی پسر ب

بابِر: در ترکی ببر و پلنگ است که بعضی از پادشاهان ترک این لقب را برای خود برگزیده اند

باریش: صلح

بایار: بلند مرتبه، دارای نام و اصیل و شهیر

بایام: جدی، درست

بایرام(بَیرام): عید، جشن

بَرِکیارُق: کلاهش پاره شده، آن که کلاهش شکسته است، مجازا امیر و صاحب مقام، شاه سلسله‌ی سلجوقی

بُغرا: نام پادشاهی از خوارزم که به بخارا لشکر کشید

بَهادُر: دلیر، شجاع، قهرمان، نام چند تن از پادشاهان

بِهتاش(ترکی-فارسی): شریک خوب، دارای اخلاق و رفتار نیکو، ویژگی امیر

بویار: رنگرز، نجیب زاده

بَکتاش: فرمانده‌ی یگ گروه، بزرگ ایل و طایفه، هر یک از خادمان و همراهان یک امیر

 

اسم ترکی پسر پ

پویراز: باد صبا که از جانب شمال می وزد

 

اسم ترکی پسر ت

تاراز: تراز، هم سطح، طراز بنایید

تاشکین: سیل، جوشان و خروشان

تالای: جای پر آب، دریا

تانریا: برای خدا

تانیش: آشنا، فامیل، شناخته شده

تانیل: معروف و مشهور

تایماز: پابرجا، استوار، بی مانند، بی تا

تاینور: مانند نور، همانند روشنایی

تَرخان: آن که خان (پادشاه) به او امتیازات ویژه‌ای مانند معافیت از مالیات داده، مجازا آزاد، گیاهی علفی و پایا که برگهای معطر آن مزه‌ی تندی دارد و مصرف خوراکی و دارویی دارد، ترخان، طرخون

تورال: جاوید، همیشه زنده، پهلوان

توشار: مبتلا، پابند

توماج(توماژ): چرم دباغی شده، تیماج، چرمی رنگین و خوش بو

تَکَش: استخوان انگور، تخم و دانه ٔ انگور، نام یکی از پادشاهان سلسله هخامنشیان

تَکین(تَگین): پهلوان، دلاور

تیلاو: بزرگ

تیمور: آهن، فولاد، سنگی که در شکم بعضی حیوانات تولید می گردد و آن را مانند پادزهر استعمال می کنند، نام مؤسس سلسه‌ی تیموریان یا گورکانیان، جزیره ای در سوند واقع در اقیانوسیه

 

اسم ترکی پسر ث

نداریم

 

اسم ترکی پسر ج

جَلایر: نام یکی از قبایل مغول

 

اسم ترکی پسر چ

چاولان: آبشار

چاووش(چاوش): کسی که پیشاپیش زائران با صدای بلند و به آواز اشعار مذهبی می‌خواند، مأمور تشریفات در دربار، نقیب لشکر و قافله

دختر

 

اسم ترکی پسر ح

نداریم

 

اسم ترکی پسر خ

نداریم

 

اسم ترکی پسر د

دامور:  آواز نرم و لطیف

دِمیر: محکم، قدرتمند، استوار

دومان: مه، غبار، توفان

 

اسم ترکی پسر ذ

نداریم

 

اسم ترکی پسر ر

نداریم

 

 

اسم ترکی پسر ز

نداریم

 

اسم ترکی پسر ژ

نداریم

 

اسم ترکی پسر س

سارمان: قوی هیکل، تنومند

سارمین: باحیا و محجوب

سارو: ساروج

ساروین: تحفه و هدیه

سارپ: سر سخت و پر تلاش

ساغمان: مقاوم ،دارای استقامت

ساغون: پیمانه، وسیله اندازه گیری

سانال: جذاب، شهیر، نام دار

ساواش: نبرد

ساورین: ارمغان

سایتال: بزرگ

سایمان: خان بزرگ

ساییل: محترم

سوبار: سدّ آب

سونار: نخستین برف

 

اسم ترکی پسر ش

شادتگین :پهلوان شاد

شارلا: آبشار

شانال: نامدار

شاهقلی: غلام شاه

 

اسم ترکی پسر ص

نداریم

 

اسم ترکی پسر ض

نداریم

 

اسم ترکی پسر ط

طُغان: شاهین، نام یکی از پادشاهان ترک

طغرل: پرنده‌ای شکاری از خانوادۀ باز

 

اسم ترکی پسر ظ

نداریم

 

اسم ترکی پسر ع

نداریم

 

اسم ترکی پسر غ

نداریم

 

اسم ترکی پسر ف

نداریم

 

اسم ترکی پسر ق

نداریم

 

اسم ترکی پسر ک

کاآن: شاه و حاکم

کارآک(کاراک): مردمک چشم

کارتال: عقاب

کایا(کایاهان): صخره

کایان: آب تندی که از قله کوه جاری میشود

 

اسم ترکی پسر گ

گالان: جاویدان

 

اسم ترکی پسر ل

نداریم

 

اسم ترکی پسر م

ماهسون: همانند ماه، مانند ماه زیبا

مِرکام: تکیه گاه والدین

 

اسم ترکی پسر ن

نایان: سرور، بزرگ

نوبان: شاهزاده

نویان: منسوب به نوی، شاهزاده، امیر، فرماندهِ سپاه، مجازا شاداب و تر و تازه

نیهات: نهاد، سرشت، خلقت، طبیعی، طبیعت

نیکاد: خوشنام

 

اسم ترکی پسر و

نداریم

 

اسم ترکی پسر ه

هاکان: خان، امپراطور

هاکتان: هدیه خداوند

هایان: پشتیبان

 

اسم ترکی پسر ی

یاراد: بیافرین 

یاراش: زیبا

یارقین: خورشید و نور

یاسام:  قاعده، قانون، سازه

یاشا: زنده باد!، آفرین!، زنده باشی!

یاشار: جاویدان، همیشه زنده

یاشال: سالخورده

یاشام: عمر و زندگی

یاشین: آذرخش

یالمان: قله کوه

یاماچ: شجاع

 

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

Select the fields to be shown. Others will be hidden. Drag and drop to rearrange the order.
  • تصویر
  • SKU
  • نمره
  • قیمت
  • موجود
  • Availability
  • Add to cart
  • توضیح
  • محتوا
  • عرض
  • اندازه
  • Additional information
  • Attributes
  • Custom attributes
  • Custom fields
مقایسه
کمک میخوای؟ سوال داری؟